سلاااااااااام ....

عجب هواي پاييزي دلچسبيه....دلم خيلي براش تنگ شده بود.....توي اين هوا حال ميده كه قدم بزني.

من و محمدرضا تعطيلات آخر هفته رو رفته بوديم شمال... هوا خيلي عالي بود...جاي همه تون خالي....خيلي خوش گذشت

پنج شنبه صبح زود راه افتاديم و ساعت 10 رسيديم چمستان... يه استراحتي كرديم و رفتيم به سمت نمك آبرود....تا عصر اونجا بوديم و سوار تله كابين هم شديم و اون بالا هم كلي هواش بهمون حال داد....جمعه هم ناهارمون رو توي جنگل خورديم و راه افتاديم به سمت تهران.....خيلي خيلي خوب بود.... دلم براش تنگ شد.

نکته مهم

همونطور که خانومی گفت هنوز ما منتظر file number هستیم و با این خبر های ضد و نقیضی که از این طرف و اون طرف شنیده می شه معلوم نیست که کی بالاخره بیاد . البته بگم همونطور که می دونید یه بار مدارک ما که از طریق federal اقدام کرده بودیم برگشته بود به همین دلیل زیاد برای اومدن جواب دلهره نداریم.

در هر حال نکته ای که می خوام دوستانه خدمتتان عرض کنم در مورد ترجمه مدارک هست که باید خیلی در زمان تحویل گرفتن اونها دقت کنید . مخصوصا در مورد تاریخ ها و عناوین شغلی که  حتما باید با سابقه کار تطابق داشته باشه که این مورد بسیار در ترجمه سابقه بیمه دیده می شه .سعی کنید حتما قبل ار تحویل نهایی یک check print از اونها بخواهید بعد از انها تحویل بگیرید . چون ممکنه مشکلات جبران ناپذیری رو در آینده برای شما در روال پرونده درست کنه.متاسفانه ما این مشکلات را با یکی از دارالترجمه های  خیلی معروف داشتیم که بنده از ذکر اسمشان به صورت عمومی صرف نظر می کنم.

این چند روزه هوا یه مقدار خوب و لطیف شده .

انرژي مثبت

باز هم سلااااااااااااااام......

همينطوري هوس كردم يه پست جديد بگذارم.....ولي نميدونم چي بنويسم..ما همچنان در انتظار فايل نامبر هستيم....راستي ممكنه به خاطر اينكه قانون فدرال عوض شد و خيلي ها رو آوردن به سمت كبك زمان دريافت فايل نامبر بيشتر بشه؟؟؟؟؟؟؟؟ نه اميدورام كه اينطور نباشه...اصلا چرا شايعه درست ميكنم؟؟؟؟؟؟

بيايم مثبت باشيم....آهان فهميدم بزار يه كم از يه كتابي كه خيلي دوستش دارم مطلب مثبت بذارم... فكر كنم اينطوري بهتر باشه :

"از سخنان خود عادل شمرده خواهي شد و از سخنهاي تو بر تو حكم خواهد شد"

(( كسي كه از نفوظ كلام باخبر است به هنگام گفتگو دقت بسيار به خرج مي دهد. كافي است مراقب واكنش كلامش باشد تا بداند كه "بي ثمر باز نمي گردد" انسان با كلامي كه بر زبان مي آورد پيوسته قوانيني براي خود وضع مي كند.

مردي را مي شناختم كه يكريز مي گفت : " من هيچگاه سر وقت به اتوبوس نمي رسم بي برو برگرد همين كه برسم اتوبوس هم مي رود."

دختر او مي گفت : " من هميشه به اتوبوس مي رسم همين كه برسم سروكله اتوبوس هم پيدا مي شود."

اين وضع سالها ادامه داشت هر يك از آنها قانون خود را وضع كرده بود يكي قانون شكست و ديگري قانون موفقيت. اين است قانون خرافات.))

برگرفته از كتاب : 4 اثر از فلورانس اسكاول شين

من عاشق اين كتابم يه مدتي بود كه در فكر انرژي مثبت بودم كه با اين كتاب آشنا شدم بدون اينكه دنبالش باشم.... مطمئنم كه چون تو اين فكر بودم به سمت خودم جذبش كردم.

فعلا...................